همه ی زندگیم بود ولی هیچ جای زندگیم نبود...
چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست...
هنوز هـــم ، حوالی خواب های
شبانه ام پرسه میزنی
لعنتی !
دیر وقت است ، آرام بگیر
بگذار یک امشب را آسوده بخوابم...
دل است دیگر ! شعور داشت نمیگرفت ...
می گویند اونی که گریه میکند یک درد دارد اما کسی که می خندد هزار ...
اما می گویم آن کسی که میخندد هزار درد داره و آن که گریه میکند به هزار دردش خندید
امــــا
جلوی یکی از دردهایش بدجوری کم آورد ...
هــــای باران !
مسابقه می دهی ؟
با اشک های من !
حمیده من...
ما را در سایت حمیده من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 5:11
ما را در سایت حمیده من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 5:11
بعد نزدیک سه سال این اولین نوشتمه روزای سخت و شبای سخت تر رفت خیلی اتفاقا افتاد و دوباره پیش همیم.اما ی چند وقتیه حسابی باز اوضاع خرابه.دیر اومدن امیر علی بحث با بابا.قرض وقوله های خودم.
حمیده من...ما را در سایت حمیده من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 5:11
بعد نزدیک سه سال این اولین نوشتمه روزای سخت و شبای سخت تر رفت خیلی اتفاقا افتاد و دوباره پیش همیم.اما ی چند وقتیه حسابی باز اوضاع خرابه.دیر اومدن امیر علی بحث با بابا.قرض وقوله های خودم.
حمیده من...ما را در سایت حمیده من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 5:11